#

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اِلهى‏ عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفآءُ، وَانْکشَفَ الْغِطآءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ، وَضاقَتِ الْأَرْضُ وَمُنِعَتِ السَّمآءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیک‏ الْمُشْتَکى‏، وَعَلَیک الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخآءِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، اُولِى الْأَمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَینا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِک مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ، فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کلَمْحِ‏ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ، یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ، اِکفِیانى‏ فَاِنَّکما کافِیانِ، وَانْصُرانى‏ فَاِنَّکما ناصِرانِ، یا مَوْلانا یا صاحِبَ‏الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکنى‏ اَدْرِکنى‏ اَدْرِکنى‏، السَّاعَةَالسَّاعَةَ السَّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ، یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرینَ.   

صفحه اصلی
sepidemag| 28| 1397/12/15

جیمز دارمستتر

مهدویت از دیدگاه مستشرقین

جیمز دارمستتر

زندگی نامه

جیمز دارمستتر (به فرانسوی: James Darmesteter) (زادهٔ ۲۸ مارس ۱۸۴۹ - مرگ ۱۹ اکتبر ۱۸۹۴) نویسنده، پژوهشگر و باستانشناس فرانسوی بود. وی از پدر و مادری یهودی در شاتو سالن از توابع آلزاس زاده‌شد. خاستگاه خانواده‌اش از شهر دارمشتات در آلمان بود و نام خانودگی او نیز بستگی‌اش بدین شهر را می‌رساند.

وی تحصیلات خود را در پاریس به پایان رساند. او که دلبستهٔ دانش‌های شرقی بود زمان خود را وقف فراگیری و پژوهش در این‌باره کرد. در ۱۸۷۵ کتابی را دربارهٔ اسطورههای اوستایی نگاشت. در ۱۸۷۷ به آموزش زبان پارسی پرداخت و میان سال‌های ۱۸۹۲-۳ ترجمهٔ کاملی را از زند اوستا را با تفسیر خود در سه جلد به چاپ درآورد. در ۱۸۸۵ دارمستتر استاد کلژ دوفرانس گردید و برای پژوهش به هندوستان(۱۸۸۶) گسیل‌شد تا ترانه‌ها بومی افغانها را گردآوری کند. وی همچنین پژوهش‌هایی دربارهٔ باورهای اسلامی داشت. وی همچنین کتابی را دربارهٔ خاستگاه شعر پارسی (۱۸۸۸) و کتابی را نیز به نام پیغمبران اسرائیل(۱۸۹۲) نگاشته‌بود.

وی با اگنس مری فرانسیس روبینسن انگلیسی پیمان زناشویی بسته‌بود. منبع ویکی پدیا.

نگرش دارمستتر پیرامون مهدویت‏

دارمستتر پس از بیان شباهت‏هاى اسطوره‏گرایانه ادیان و تاثیرپذیریشان از مذهب زرتشت به بررسى تاریخى پیدایش مسئله مهدویت در اسلام مى‏پردازد.

وى مى‏گوید کلمه «مهدى» برخلاف نگرش پاره‏اى از خاورشناسان که آن را اسم فاعل و به معناى هدایت‏گر، ترجمه کرده‏اند، به صورت اسم مفعول و به معناى «هدایت‏شده» مى‏باشد، زیرا این دسته از انسان‏ها از جانب خدا هدایت شده‏اند.

وى معتقد است، مهدویت در قرآن نیامده است و این‏که مهدویت در سخنان پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله نیز به این وضوحى و روشنى آمده باشد، تردید مى‏کند. به نظر مى‏رسد دارمستتر در این تردیدهاى خود تحت تاثیر افکار ابن خلدون است و حتى در بعضى از پاورقى‏هاى کتاب خویش به سخنان ابن خلدون اشاره مى‏کند. در واقع ابن خلدون از نادر اندیشمندان اهل سنت است که معتقد به مسئله مهدویت نبوده و حتى کوشیده است تا احادیث موجود در صحاح سته را مخدوش اعلام کند. وى على‏رغم اینکه در صحاح سته به ویژگى‏هاى امام مهدى علیه السّلام و خصوصیات او و در بعضى از کتاب‏هاى آن- جز صحیح بخارى و صحیح مسلم- حتى به اسم آن حضرت تصریح شده است، اما با این وجود مى‏کوشد تا وثوق و استحکام این احادیث را مخدوش سازد. ازاینرو تعداد انگشت‏شمارى از اندیشمندان اهل سنت همچون رشید رضا، احمد امین و اقبال‏ لاهورى که به مسئله مهدویت اعتقاد ندارند، تحت تاثیر سخنان ابن خلدون قرار گرفته‏اند و با وجود آنکه ابن خلدون توانائى لازم را در حدیث‏شناسى دارا نبوده اما نوعا به سخنان او استناد مى‏کنند و به نظر مى‏رسد دارمستتر هم در این‏باره به ابن خلدون استناد مى‏کند و اندیشه‏هاى او در این‏باره برگرفته از سخنان ابن خلدون مى‏باشد.

وى تحت تاثیر ابن خلدون براى مهدویت خاستگاه دینى قائل نبوده و آن‏را برآمده از آیات کتاب آسمانى مسلمانان و سخنان نبوى نمى‏دانند، ازاینرو براى پیدایش و ترویج آن به دنبال دلایل اجتماعى و تاریخى است. او پس از مقدمه‏اى درباره اسطوره‏شناسى، به بیان افکار افراد و فرقه‏هایى مى‏پردازد که به گمان او مسئله مهدویت را به وجود آوردند. وى گسترش تفکر مهدوى را از زمان پیشرفت بنى امیه به بعد و به نفع فرزندان امام على علیه السّلام مى‏داند، از زمانى که نخستین بار پیروان مختار ثقفى و سپس طرفداران محمد ابن حنفیه یا فرقه کیسانیه به مهدویت وى قائل شدند و به این ترتیب نخستین مدعیان دروغین مهدویت در میان مسلمانان به وجود آمدند. به این ترتیب دارمستتر بدون آنکه به بررسى این اعتقاد در میان متون دینى بپردازد و از صدق و کذب این بحث در منابع اسلامى سخن بگوید، به بحث از مدعیان دروغین مهدویت مى‏پردازد و کتاب خود را بر اساس توضیح پیرامون نخستین کسانى که این ادعا را نمودند، آغاز مى‏کند.

سپس وى به جریان جنگیدن مسلمانان با ایرانیان و زمینه پذیرش اسلام به وسیله ایرانیان مى‏پردازد و مى‏گوید، ظلم و ستم پادشاهان ساسانى به توده مردم و خستگى مردم از دست حاکمان و پادشاهان موجب شد که وقتى سپاه مسلمانان‏ به ایران حمله کنند و سپاه ایرانیان را شکست دهند، مردم را در برابر پذیرش چند راهکار مختار سازند، نخست پذیرفتن اسلام، دوم دادن جزیه و تحت الحمایه حکومت اسلامى قرار گرفتن و سوم اینکه در صورت نپذیرفتن این دو مورد، کشته شوند.

دارمستتر معتقد است عرب‏ها براى تامین بیت المال و هزینه‏هاى آن ترجیح مى‏دادند تا ایرانیان ایمان نیاورند، تا به این طریق مجبور باشند، جزیه دهند، اما ایرانیان به جهت تنفر از حکومت ساسانى و رهایى از اعمال جان فرسایى که پادشاهان ساسانى تحمیل مى‏کردند، ترجیح مى‏دادند تا ایمان آورند، به همین جهت او معتقد است ایرانیان، اسلام آوردند، اما اسلام را با عناصر فرهنگى و دینى خود و با اساطیر ایرانى آمیختند و به آن آب‏ورنگ ایرانى دادند.

او در این‏باره مى‏گوید:«ایرانیان اسلام آوردند ... اما اساطیر ایرانى را با اصول و شعائر مذهبى اسلام آویختند»

در واقع او با این سخن مى‏خواهد اثبات کند، تاثیر تفکر و اعتقاد ایرانیان در شکل‏گیرى پاره‏اى از اعتقادات اسلامى مشهود مى‏باشد و ردپاى اساطیر ایرانى را در فرهنگ اسلامى مى‏توان دنبال نمود. به عنوان مثال مى‏گوید، ایرانیان اعتقاد به حق خداداد على علیه السّلام و اولاد على علیه السّلام را با اساطیر خود آمیختند، زیرا ایرانیان معتقد بودند که حق از جانب خدا اعطا مى‏شود و آن را نور لطیفى مى‏دانستند که از جانب خداوند نازل مى‏شود و به آن «فر یزدان» مى‏نامیدند و پادشاه را خداوند و زاده کردگار محسوب مى‏کردند. به همین جهت ایرانیان پس از مرگ على علیه السّلام براى او اساطیر و افسانه‏ها ساختند و به عنوان مثال گفتند که در هنگام ولادت‏ امام على علیه السّلام سهمناک‏ترین شمشیران به نیام رفت یا اینکه گفتند که امام على علیه السّلام در جنگ خیبر دروازه خیبر را از بیخ برکند و سپر خود ساخت و مواردى دیگر که محصول روحیه اساطیرى و میتولوژى ایرانیان بوده است.

دارمستتر در شرح حال مدعیان دروغین مهدویت و حوادث زمان صدر اسلام که پس از وفات پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به وقوع پیوست، به وقوع حوادثى همچون قیام مختار ثقفى و محمد ابن حنفیه، مى‏پردازد، سپس به ترتیب به بیان جریان ادعاى مهدویت در سرزمین‏هاى روم، افریقا، عثمانى و سودان مى‏پردازد و سرانجام کتاب خویش را با بیانى درباره ادعاى مهدویت محمد احمد سودانى و اختصاص دادن بخش پایانى کتاب به آن به اتمام مى‏رساند.

وى پیرامون شخصیت محمد احمد سودانى مى‏گوید، وى از کودکى حافظ قرآن، اهل زهد و تقوى بود که بعدها به دلیل رواج سلسله‏هاى صوفیانه در کشورهاى افریقایى، وارد حلقه مریدان «شیخ محمد شریف» گردید، اما چون معتقد بود، شیخ نمى‏تواند آنچه را که شریعت روا ندانسته، جایز شمارد، منفور شیخ واقع شد، به‏طورى‏که هرچه سودانى به عذرخواهى پرداخت، ثمره‏اى نبخشید، جز اینکه به طرد او از حلقه مریدان منتهى گشت و کینه و تنفر شیخ‏

محمد شریف را در دل او کاشت به‏طورى‏که بنابه نقل دارمستتر او را مصمم نمود تا از شیخ انتقام بگیرد.

از دیگر عللى که دارمستتر براى تبیین قیام محمد احمد سودانى نقل مى‏کند، این است که مردم سودان توسط مباشران مالیه به شدت مورد ستم و ظلم قرار گرفته و در عسرت به سر مى‏بردند، به علاوه که سودان از جمله کشورهایى بود که در آن برده‏دارى به شدت وجود داشت، به‏طورى‏که زمینه‏هاى اجتماعى براى پذیرش ادعاى محمد احمد سودانى مبنى بر مهدویت بسیار مساعد بود و با ادعاى وى بسیارى از مردم ستم‏دیده، حقانیت او را پذیرفتند و متقاعد شدند که او همان کسى است که در روایات وعده داده شده است که مستضعفان را از زیر ستم ظالمان نجات خواهد داد، به‏ویژه که مردم سودان معتقد بودند، امام قرطبى در کتاب طبقات، روایتى را نقل نموده است که وزیر مهدى علیه السّلام صاحب شهر خارطوم خواهد بود و سیوطى و ابن حجر هم نقل کرده‏اند که از علامات ظهور مهدى علیه السّلام خروج ایشان از سودان است. به علاوه در سال ادعاى محمد احمد سودانى، ستاره‏اى دنباله‏دار نمایان شد که سودانیان گفتند که این ستاره رایت مهدى علیه السّلام است که فرشتگان آن را حمل مى‏کنند.

این سخنان و علائم مى‏توانست اعتماد مردم را نسبت به فردى همچون محمد احمد سودانى جلب کرده و اراده آنان را در پیوستن به وى محکم سازد.

به همین جهت محمد احمد سودانى توانست چهار سال به ادعاى خود ادامه‏ دهد، مناطقى از سودان را فتح نماید، سپاه انگلیس و مصر را شکست دهد و شهرتش به همه‏جاى دنیا حتى کشورهاى اروپایى کشیده شود.

منبع کتاب مهدویت از دیدگاه دین‏پژوهان غربى، ص: 96

 

Parameter:1115!model&69 -LayoutId:69 LayoutNameپیش فرض

آمار بازدید

بازدید امروز:308

بازدید ماه جاری: 3467

بازید کل:

نظرسنجی

نظر شما در مورد سايت؟