#

*بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ* اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً مجله علمی ـ تخصصی مطالعات مهدوی  

صفحه اصلی
sepidemag| 351| 1397/12/21

شیخ طوسی

 چه عواملی مانع از ظهور صاحب الامر علیه السّلام شده است‏؟

 عواملى که مانع از ظهور صاحب الامر علیه السّلام شده است‏

هیچ علتى مانع از ظهور حضرت نشده، مگر ترس حضرت بر جان مبارکش از کشته شدن، به دلیل این‏که اگر غیر از این بود مخفى شدن ایشان صحیح نبود و به همین دلیل است که حضرت سختى‏ها و آزارها را تحمل فرموده‏اند. چراکه مدارج و مقامات معرفتى ائمّه دین و انبیا علیهم السّلام به این جهت بسیار بلند و عظیم است که مشقّات و سختى‏هاى بزرگ را براى رضاى خداوند تبارک و تعالى تحمّل مى‏کنند.

اشکال: چرا خداوند به‏گونه‏اى [مثل ملائکه یا نیروهاى غیبى‏] بین او و کسى که قصد قتل ایشان را دارد، حائل و مانع کشته شدن او نشده است؟

پاسخ: [این‏که خداوند مانع کشته شدن امام علیه السّلام شود، دو گونه است: یا منافاتى با تکلیف دارد و یا این‏که منافات و مخالفت ندارد و] منعى که منافات و مخالفتى با تکلیف ندارد، عبارت است از نهى از مخالفت کردن با امام علیه السّلام و امر به وجوب تبعیت و کمک کردن به ایشان و این‏که بفرماید مردم ملزم به اطاعت از ایشان هستند،همه این اوامر و نواهى نیز از ناحیه خداوندى انجام شده است؛ امّا حائل شدن خداوند بین کسانى که قصد کشتن حضرت را دارند با تکلیف منافات دارد و نقض غرض است، به این دلیل که غرض از تکلیف، استحقاق ثواب است، ولى حائل شدن خداوند با این مسأله منافات دارد، و چه‏بسا در حائل شدن و منع از کشته شدن حضرت، آن هم با قهر و جبر، براى مردم مفسده هم وجود داشته باشد که مسلما این عمل از خداوند پسندیده نیست.

یکى از بزرگان و علماى ما گفته است: وجود مفسده در ظهور حضرت و مصلحت در غیبت ایشان ممتنع و غیرممکن نیست، بلکه ممکن است.

ولى این کلام درست نیست، به دلیل این‏که این سخن طریق وجوب رسالت را در هرحال فاسد مى‏کند [یعنى با پذیرش این حرف باید گفت که فرستادن پیامبران لازم نیست‏] همچنین پذیرش این حرف منجر به این مى‏شود که گفته شود، رسالت از جمله الطافى است که به حسب زمان متغیر مى‏شود [یعنى ممکن است که زمانى لازم باشد و زمانى لازم نباشد، در حالى‏که رسالت در هرحال براى بشر لازم و واجب است.]

و امّا مسأله قهر و حائل شدن خداوند بین امام و مردم به نحوى که گفتیم [یعنى غیبت حضرت‏] اشکالى به وجود نمى‏آورد و ممتنع نیست که گفته شود: این امر [یعنى غیبت‏] مفسده‏اى دارد، ولى منجر به از بین رفتن مسأله وجوب نصب امامت نمى‏شود و منافات با امامت ندارد.

اشکال: مگرنه این‏که پدران حضرت علیهم السّلام ظاهر بودند و در عین حال هم ترس داشتند؟ ولى وضعیتشان به‏گونه‏اى نبود که هیچ‏کسى به آن‏ها دسترسى نداشته باشد.

جواب: وضعیت پدران بزرگوار امام زمان علیهم السّلام با ایشان متفاوت است، به دلیل این‏که ایشان نسبت به سلاطین وقت [به تقیّه عمل مى‏کردند و] به نحوى برخورد مى‏فرمودند که هم حکام مى‏دانستند که آن‏ها قیام نمى‏کنند و هم ائمه علیهم السّلام قیام را به مصلحت نمى‏دانستند. بلکه از احوالات امامان علیهم السّلام مشخص بود که ایشان منتظر مهدى هستند و کسانى که معتقد به امامت ایشان بودند نیز ضررى به سلطنت حکام وقت نمى‏زدند [چون ائمه علیهم السّلام مأمور به قیام نبودند]. بنابراین آن‏ها از جانب شیعیان بر حکومتشان نمى‏ترسیدند و حکومت را از جانب آن‏ها امن مى‏دیدند.

امّا مسأله حضرت صاحب الزمان علیه السّلام به این ترتیب نیست، چراکه از احوالات حضرت معلوم و واضح است که ایشان با شمشیر قیام کرده، حکومت‏هاى ظالم را از بین برده، بر تمام سلاطین جائر و زورگو غلبه پیدا کرده و همه را مقهور خود مى‏کند و عدل را گسترش داده و ستم را مى‏میراند. بنابراین اگر کسى این ویژگى‏ها را داشته باشد، قهرا سلاطین از ناحیه او و ظهورش مى‏ترسند، او را مورد تعقیب قرار داده و دنبالش‏مى‏گردند، جاسوسانى را براى مراقبت از او مى‏گمارند، و به خاطر ترس از انقلاب و نهضت ایشان و همچنین بر قدرت رسیدنش در پى او هستند.

پس حضرت هم در این جو زمان نیازمند به دورى کردن و ترس از ظاهر شدن است، به این ترتیب که شخصا از هرکسى که نسبت به او امنیت احساس نمى‏کند؛ چه دوست و چه دشمن تا زمان خروج و قیامش پنهان شود.

علاوه بر آنچه که گذشت، پدران عزیز امام زمان علیهم السّلام به این دلیل ظاهر بودند و در پس پرده غیبت نبودند که اگر حادثه‏اى مثل شهادت یا مرگ برایشان واقع مى‏شد، معلوم بود که کسى از اولادشان هست که عهده‏دار جانشینى آن‏ها شده و جایگزینشان باشد. امّا در مورد امام زمان علیه السّلام این‏چنین نیست، چراکه پیش از قیام با شمشیر آن حضرت [در صورتى که حادثه شهادت برایش پیش بیاید] کسى نیست که جانشین و قائم مقام او بشود. بنابراین پنهان شدن و غیبت حضرت واجب و لازم بوده و شرایطش با شرایط پدران بزرگوارش علیهم السّلام متفاوت بوده و فرق مى‏کند و این مسأله روشنى است.

اشکال: ما از کجا و به چه وسیله‏اى بفهمیم که وقت ظهور ایشان، خوف و ترس از جان حضرت مرتفع شده و از بین رفته است؟ آیا به وسیله وحى؟ که به امام وحى نمى‏شود.  یا به وسیله علم بدیهى و ضرورى که نیازى به تعمق و تفکّر ندارد؟ این هم خیلى واضح و روشن است که با تکلیف منافات دارد. یا به وسیله اماره‏ و نشانه‏اى که موجب ظنّ و گمان ایشان بشود؟ که در این هم به زیان جان حضرت است و جان امام علیه السّلام را به خطر مى‏اندازد.

پاسخ: ما براى این اشکال دو جواب داریم:

اوّل این‏که خداوند متعال به وسیله علم و بیان رسول خدا صلّى اللّه علیه و اله و پدران بزرگوار امام زمان علیهم السّلام زمان غیبت که هنگام ترس است و زمان از بین رفتن ترس و فرارسیدن زمان ظهور و قیامش را آگاه فرموده و به آن حضرت خبر داده است. حضرت هم در مورد آنچه که آگاه شده و به او دستور داده شده تابع پدران بزرگوارش و رسول خداست. امّا به جهت مصالحى این امر بر ما مخفى شده، لکن خود حضرت علیه السّلام چون عالم به این مسأله هستند، دیگر به اماره و نشانه مراجعه نمى‏کنند.

دوم این‏که [اگر فرض کنیم که امام علیه السّلام در مورد وقت ظهور به ظن غالب خود عمل کنند] ممکن است که گمان غالب حضرت به کمک اماره و علایم [به این نتیجه برسد] که قوت و قدرت براى حاکمیت و سلطنت ایشان مهیا و آماده است. بنابراین در آن زمان‏ ظاهر شوند و حضرت نیز آگاه شده است که هرگاه ظن غالب برایشان حاصل شد، زمان ظهور است.

بنابراین ظن غالب، شرط ظهور است و با وجود ظن غالب ظهور لازم مى‏آید، چنان‏که در فقه و در موقع شهادت شهود، حکم حاکم تنفیذ مى‏شود و یا این‏که به دلیل اماره و ظن، به نماز در چهار جهت حکم مى‏کنیم و این مسأله بحمد للّه واضح و روشن است.

براساس این مبنا روایاتى وارد شده که به ادعاى ما کمک مى‏کند و ما در اینجا تعداد کمى از آن‏ها را ذکر مى‏کنیم، تا انس بیشترى با موضوع به وجود بیاید، ان شاء اللّه تعالى.

1/ 274- على بن رئاب گفته است: زراره گفت: براى حضرت قائم علیه السّلام پیش از ظهورشان، غیبت وجود دارد [و حضرت غایب مى‏شود]. به ایشان گفتم: براى چه [غایب مى‏شود]؟ گفت: براى این‏که مى‏ترسد که کشته شود.

2/ 275- روایت شده که [امام علیه السّلام فرمودند:] سنتى از موسى علیه السّلام در وجود امام زمان علیه السّلام است. عرض کردم: آن سنّت چیست؟ فرمودند: ادامه‏دار بودن ترس و پنهان شدنش از دشمنان و سلاطین تا زمانى که خداوند به ایشان اجازه قیام بدهد و او را نصرت و یارى فرماید. به همین دلیل رسول خدا صلّى اللّه علیه و اله در شعب ابى طالب و غار پنهان شد و نیز خانه‏نشینى امیر المؤمنین علیه السّلام از مطالبه حقّ مسلّمشان به همین علّت بود.

3/ 276- محمّد بن على حلبى از امام صادق علیه السّلام نقل کرده که حضرت فرمودند:رسول خدا صلّى اللّه علیه و اله پنج سال تمام رسالتش را کتمان کرد و به خاطر ترس پنهان شده، و رسالتش را ظاهر نکرد، در حالى‏که على علیه السّلام و خدیجه علیها السّلام در محضر ایشان بودند. بعد خداوند متعال به ایشان دستور داد تا آنچه را که مأمور شده، اعلان کند؛ آن‏گاه ظاهر شده و رسالتش را آشکار فرمود.

4/ 277- عبید اللّه بن على حلبى گفته است: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که مى‏فرمودند:پس از آن‏که بر وجود مقدّس رسول اکرم اسلام صلّى اللّه علیه و اله وحى شد، مدّت سیزده سال در مکّه مکرمه زندگى کرد، سه سال از این مدّت را به خاطر ترس، مخفیانه تبلیغ نمودند و امر رسالت را ظاهر نکردند تا این‏که خداوند به ایشان دستور فرمود تا رسالتش را ابلاغ کند، از آن به بعد دعوت و رسالت را آشکار کردند.

5/ 278- ابو خالد کابلى حدیثى دارد که ما مختصرش کردیم، او گفته است: از امام باقر علیه السّلام خواهش کردم که نام قائم علیه السّلام را ببرد تا من آن حضرت را به نام مبارکشان بشناسم. حضرت فرمودند: اى ابا خالد! از امرى و کسى سؤال کردى که حتى اگر اولادش هم ایشان را بشناسند، نسبت به او حریص شده و وى را پاره‏پاره مى‏کنند.

6/ 279- زرارة بن اعین گفته که از امام صادق علیه السّلام شنیدم که مى‏فرمودند: براى آن جوان پیش از قیامش غیبتى است.عرض کردم: براى چه؟ حضرت فرمودند: خواهد ترسید. و با دست به شکم مبارکش اشاره فرمود. بعد فرمودند: اى زراره! او کسى است که انتظارش کشیده مى‏شود، او کسى است که مردم پیرامون ولادتش دچار شکّ و تردید مى‏شوند، یکى مى‏گوید: وقتى پدرش از دنیا رفت فرزندى نداشت، دیگرى مى‏گوید: مادرش به او باردار است، کسى دیگر مى‏گوید: او غایب است، و کس دیگرى مى‏گوید: متولد نشده است، و کسانى هم مى‏گویند: ایشان دو سال پیش از وفات پدرش متولد شده است.

اوست که شیعه در انتظارش است، و خداوند متعال دوست مى‏دارد که شیعه را در این انتظار امتحان کند و آن‏وقت است که اهل باطل شکّ مى‏کنند.

عرض کردم: جانم به فداى شما اگر آن زمان را درک کردم، چه کارى کنم؟حضرت فرمودند: اى زراره! اگر آن زمان را درک کردى این دعا را بخوان: خداوندا! خودت را آن‏گونه که هستى به من بشناسان، پس اگر تو خودت را به من نشناسانى پیامبرت را نخواهم شناخت ... تا آخر دعا.

7/ 280- سلیم بن قیس هلالى، از جابر بن عبد اللّه انصارى و عبد اللّه بن عباس نقل مى‏کند که آن‏دو گفته‏اند: رسول اکرم صلّى اللّه علیه و اله در وصیتشان به امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

برادرم! [على جان‏] به زودى قریش براى ظلم به تو متحد شده و بر تو غلبه مى‏کنند، پس چنانچه یارانى یافتى با آن‏ها مقابله کن و اگر کسى را پیدا نکردى دست‏نگه‏دار و خونت را حفظ کن که تحقیقا شهادت پشت سر توست.

ترجمه کتاب الغیبة للطوسى، ص: 577

شیخ طوسی عوامل مانع ظهور

Parameter:1052!model&69 -LayoutId:69 LayoutNameپیش فرض

آمار بازدید

بازدید امروز:752

بازدید ماه جاری: 27517

بازید کل:

نظرسنجی

نظر شما در مورد سايت؟