#

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.   

صفحه اصلی
sepidemag| 97| 1397/12/22

امام خمینی (رحمة الله علیه)

انسان کامل

امام مهدى علیه السّلام؛ انسان کامل‏

وَ الْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ، عصر هم محتمل است که در این زمان حضرت مهدى- سلام اللّه علیه- باشد، یا انسان کامل باشد که مصداق بزرگش رسول اکرم و ائمه هدى، و در عصر ما حضرت مهدى- سلام اللّه علیه- است.

در منظر قرآنى امام خمینى، مراد از «عصر» [زمان‏] در سوره مبارکه عصر، انسان کامل است. یعنى خداوند براى بیان واقعیت و حقیقت زندگى و سرنوشت بشر، نخست به وجود انسانى سوگند مى‏خورد که خود را به مرتبه قرب و کمال در آفرینش رسانده است. چنین انسانى که از او به انسان کامل تعبیر شده است، مى‏تواند راهنما و ترازوى سنجش اعمال نیک و بد انسان‏هاى دیگر باشد. قرآن کریم در این سوره مبارک، خسران یا زیانکارى را به عنوان طبیعت بشرى یاد کرده و همه افراد بشر را متمایل به نفس و فریب خورده دنیا و شیطان مى‏شمارد، اما کسانى را که سلوک در ایمان و اخلاص دارند، رهیده از زیان پیشگى مى‏داند.

آن‏طور که از آیات دیگر قرآن کریم در موضوع انسان‏شناسى به دست مى‏آید، رهیدگى این رستگاران بدون هدایت خدا و پیامبران ممکن نیست. بدین‏سان، فقط انسان‏هاى کامل مى‏توانند بستر نجات انسان‏هاى طبیعى و عادى را فراهم آورند، زیرا نور توحید و تقوا را در جان و کردارشان جلوه‏گر ساخته‏اند.

امام خمینى، پیامبر اسلام را مصداق بزرگ انسان کامل مى‏شناسد و پس از او، امامان هدایتگر شیعه را مصداق‏هاى بارز انسان کامل مى‏شمارد و در نهایت امام عصر علیه السّلام را مصداق عینى و حاضر انسان کامل در آخر زمان مى‏داند. بدین‏گونه، زمان غیبت کبرا، زمانى نیست که انسان‏ها دچار محرومیت از اسوه حسنه یا هادى صالح باشند و سرگردان بمانند.

از تفسیر امام راحل برمى‏آید که لوازم اعتقاد به انسان کامل- مهدى موعود- در دوران غیبت، همانند دوران حضور ائمه اطهار و پیامبر اسلام صلى اللّه علیه و اله و سلم است. همان‏طور که در دوران‏هاى پیشین امامت و بعثت، پذیرش قلبى و عملى رهبرى انسان کامل در عینیت زندگى و جامعه، ضرورت ایمان به خدا و آخرت به شمار مى‏آمد، در عصر غیبت مهدى علیه السّلام نیز چنین است. بنابراین شناخت حجت و امام زمان در عصر حاضر و پیروى و هماهنگى عمل خویش با عمل صالح ولىّ حق، از لوازم اجتناب‏ناپذیر عقیده انسان به وجود عینى انسان کامل است.

امام خمینى در جایى دیگر، در تفسیر آیات مبارکه‏ وَ الْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ مراد از «عصر» را امام عصر علیه السّلام دانسته و در تعریف «انسان کامل»، یکى از معانى واژه عصر را خاطرنشان ساخته است و انسان کامل را عصاره موجودات هستى مى‏خواند.

وَ الْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ «عصر» انسان کامل است؛ امام زمان- سلام اللّه علیه- است، یعنى «عصاره» همه موجودات. قسم به عصاره همه موجودات، یعنى قسم به انسان کامل. إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ این «انسان» که این‏جا مى‏گویند، همین انسان یک سر و دو گوشى است که ماها انسانش مى‏گوییم. خطاب با ماست. سر دو راهى واقع شده‏ایم، یک راه، راه انسانیت است، که این «صراط مستقیم» است. صراط مستقیم یک سرش به طبیعت است؛ یک طرفش به الوهیت ... انسان از طبیعت شروع مى‏کند تا این‏که برسد به آن جایى که در وهم من و تو نمى‏آید؛ «آنچه در وهم تو ناید آن شوم».

از تفسیر امام خمینى برمى‏آید که خداوند با سوگند خوردن به انسان کامل، انسان را مى‏شناساند؛ انسانى که نیمى از آن، گل خشکیده و بدبو است و نیمى از آن، روح الهى! بدین‏سان انسان‏ها بر سر دو راهى خیر و شر، شکر و کفر، یا به تعبیر دیگرى که حضرت امام یاد کرده است دو راهى انسانیت و حیوانیت قرار گرفته‏اند. مقصود از انسانیت در تفسیر امام خمینى، همان صراط مستقیم توحید است که انبیا براى دعوت بشر بدان برانگیخته شده‏اند. انسان کامل، انسانى است که در انتهاى این صراط جاى گرفته و به تعبیر قرآن کریم اسوه حسنه‏اى است براى انسان‏هایى که به سوى خدا یا جانشینى خداوند در زمین حرکت کرده‏اند.

امام خمینى در بیان صراط مستقیم، به نکته لطیفى اشاره مى‏کند:

«صراط مستقیم یک سرش به طبیعت است، یک طرفش به الوهیت».

بنابراین راهى که انسان کامل پیشوا و راهنماى آن است، از طبیعت مادى‏ و خاکى بشر آغاز مى‏شود و سرانجام به ملاقات خدا مى‏رسد؛ یعنى هر انسانى مى‏تواند پاى در صراط مستقیم گذارد و از نور ولایت انسان کامل سود جوید و مظهر اسماى الهى گردد. از آنچه گذشت، به دست مى‏آید که انسان کامل پیش از آن‏که رهبرى انسان‏ها در جامعه را بر عهده گیرد، رهبرى معنوى آنان را دارد و مى‏کوشد تا انسان‏ها را از مرز خسران به سوى فلاح و تقوا رهنمون گردد. امام مهدى علیه السّلام آخرین انسان کاملى است که وظیفه نجات بشر در صراط مستقیم انسانیت را دارد و حکومت جهانى او، بسترساز معنویت انسانى و عدالت اجتماعى خواهد بود.

نکته دیگرى که امام خمینى در بحث انسان کامل طرح مى‏کند، این است که انسان پس از شروع حرکت خیرگرایانه خویش در متن طبیعت ظلمانى، آرام‏آرام به مرحله‏اى از انسانیت نزدیک مى‏شود که در خیال و پندار آدمى نمى‏گنجد. این تعلیم، یادآور عرفان و سلوک عارفانه‏اى است که به سالکان صراط مستقیم یکتاگرایى دست مى‏دهد. بى‏گمان انسان کامل در این فضاى عرفانى، انسانى است که خویشتن را مظهر تمام عیار صفات و اسماى حق تعالى ساخته است. ازاین‏رو است که او مى‏تواند رهبر انسان‏ها باشد و رهبرى همه جانبه یا چندبعدى در زمان خویش داشته باشد. بر این اساس، بهتر مى‏توان از مهدى موعود به عنوان انسان کامل سخن راند. او در منظر انسان شناسانه قرآن کریم، همان انسانى است که بر اثر عبودیت و معرفت، مظهر کامل اسماء خدا شده است.

چنین رهبرى، حاکمیت جهان‏شمول خود را در جهت کمال انسان‏ها به‏ کار خواهد گرفت و استعدادهاى انسانى و نهفته امت‏ها را شکوفا خواهد ساخت. چنان‏که در بحث اهداف ظهور بدان خواهیم پرداخت، تعلیم و عدالت مهدى موعود، ناظر به ابعاد آفرینش انسان است، نه پاسخگوى پاره‏اى از احتیاج‏هاى مادى و سیاسى. بنابراین، انقلاب انسان کامل، انقلاب کامل خواهد بود.

مهدویت در منظر امام خمینى، متن، ص: 5

Parameter:1051!model&69 -LayoutId:69 LayoutNameپیش فرض

آمار بازدید

بازدید امروز:999

بازدید ماه جاری: 30963

بازید کل:

نظرسنجی

نظر شما در مورد سايت؟